چکیده

از لوازم بالندگی و تکامل حیات فردی ، داشتن «هویت» به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی است. هویّت (Identity) در اصطلاح جامعه شناختی، کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است، در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش
می باشد.

نیاز به داشتن هویّت آن چنان بر  روان و اندیشه جوان سایه می افکند که او را به تکاپوی خستگی ناپذیر در راه کسب آن وا می دارد. رشد هویت ظاهراً مشخصه اواخر جوانی است.

هدف از انتخاب موضوع حاضر بروز داشتن تصور روشنی از چگونگی «بودن» در نوجوان و جوان است و نوجوان و جوان برای کسب هویت از عوامل گوناگونی همچون خانواده، نهادهای تربیتی و پرورشی، رسانه های گروهی و مطبوعات متأثر است.

بدون تردید موفقیت در کسب یک هویت پایدار منوط به بلوغ بدنی و جنسی، شایستگی در تفکر انتزاعی، و پایداری در مقابل هیجانات است. علاوه بر این آزادی از تاثیرات محدود کننده والدین و همسالان تا حدودی ضروری است.

واژگان کلیدی:

هویت . عناصر هویت . تقدمی و تأخر هویت . هویت سازی . خود انگاره و عزت نفس . هویت فرهنگی . الگو سازی . انقطاع نسل .


مقدمه

« هویت در اصطلاح جامعه شناختی، کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است، در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش می باشد. ( باقر ساروخانی، 1372 : ص 342 )

شاید تولد مفهوم هویت را بتوان با آغاز آفرینش همزمان دانست، چنان که قرآن
می فرماید:

« ای مردم ما همه شما را زا مرد و زن آفریدیم و آن گاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید». ( قرآن مجید، سوره حجرات، آیه 13 )

بسیاری از نوجوانان و جوانان به واسطه خصایص درونی و ویژگی های فردی و اجتماعی که از ویژگی های این نسل می باشد نمی توانند به صورت کامل و واقعی به تحلیل مسائل پیرامون زندگی خود بپردازند و به دلیل عدم تحلیل واقعی، بیش تر تحت تاثیر رفتارهای ناهنجار و غیر ارزشی دیگران قرار می گیرند.

نیاز به داشتن هویت آن چنان بر روان و اندیشه جوان سایه می افکند که او را به تکاپوی خستگی ناپذیر در راه کسب آن وا می دارد. آرمان گرای، عشق و محبت، تشخیص طلبی، رقابت، هنرنمایی، استقلال طلبی و بسیاری از ویژگی های نوجوان و جوان، از شاخصه های مهم این حرکت است. جوان برای کسب هویت از عوامل گوناگون همچون خانواده، نهادهای تربیتی و پرورشی، رسانه های گروهی و مطبوعات متأثر است و در این میان، دو عامل نخست بیش ترین و پایاترین نقش را بر عهده دارند.

مفهوم هویت

«هویت (Ideniity) در اصطلاح جامعه شناختی ، کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است، در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش می باشد.

این کوشش زمانی مطرح می شود که انسان با دیگر مواجه گردد. به عبارت دیگر، هویت، داشتن تصویر روشنی از چگونگی «بودن» است که ریشه در گذشته دارد، در حال شکل می گیرد و نظر به آینده دور دارد. هویت از یک منظر ، نگرشی به خود است، خودی که به جنبه هایی از شخص اشاره دارد که به صورت «من» معین می شود و معمولاً مشتمل بر ادراکات و احساسات فرد در مورد بدن، کفایت های شخصی، ارزش ها و علایق او است، و از منظر دیگر، نگرشی به برون است که رابطه بین خود و دیگران، ویژگی مهم آن است و سرانجام، هویت، تصویری است که نوجوان یا جوان از خویشتن واقعی خویش دارد. (حمید نگارش، 1380 : صص19-20 )

اقسام هویت

1- هویت فردی:

هویت هر فرد محصول تعامل « هویت واقعی» ، « هویت مورد انتظار» و « هویت آرمانی» است. برای تبیین ، هویت فردی، ناگزیر از تبیین این سه هویت هستیم.

1-1  هویت واقعی:

هویت واقعی تصویری است که نوجوان یا جوان از خویشتن واقعی خویش دارد. این، تصویری است که معمولاً به وسیله والدین و مربیان ترسیم شده است. به همین دلیل در تحقق این هویت، برخوردهای تربیتی و پرورشی با نوجوان و جوان از اهمیت فراوانی برخودار می باشد.

2-1  هویت مورد انتظار:

انتظار اجتماع از نوجوان و جوان را هویت مورد انتظار گویند، بدین معنی که جامعه از آنان می خواهد « چگونه باید باشند» بی تردید، این چگونه بودن، تمامی زمینه های مذهبی، اخلاقی، اقتصادی، عاطفی، شغلی و مانند آن را در بر خواهد گرفت. در این مرحله از شکل گیری هویتی، نوجوان و جوان نباید احساس « تحمیل» عقیده بکند.

3-1  هویت آرمانی:

هویت آرمانی، هویتی است که نوجوانی و جوان، خود، در راه تکامل و رشد، آن را به عنوان مشی دلخواه برگزیده است. آنچه به نام فاصله نسل جوان و نسل های پیشین از آن یاد می شود، دقیقاً حاصل تضاد و یا دست کم ناهمخوانی هویت آرمان و هویت مورد انتظار است. امروزه وقتی سخن از تهاجم فرهنگی به میان می آید، در واقع، سخن از برنامه ریزی های فرهنگی دشمن برای نفوذ در هویت آرمانی جوانان و القای هویت مورد انتظار خود است، به گونه ای که هویت مورد انتظار دشمن، در قابل هویت آرمانی جوانان جلوه کند.

 

 

2- هویت فرهنگی

برآیند هویت مذهبی ، ملی و فردی را هویت فرهنگی می نامند. به عبارت دیگر، هویت فرهنگی، شناسنامه جامعه است که به وسیله سنت های جامعه شکل می گیرد. جامعه ای که فاقد هویت فرهنگی است مانند انسانی است که شناسنامه اش را گم کرده و برای ادامه زندگی، از شناسنامه دیگران بهره می جوید! بدیهی است این جامعه، دچار مشکلاتی خواهد شد که در ارتباط و مراوده با دیگر جوامع فزونی
می یابد.

3- هویت دینی

انسانی که رفتار و سلوکش ریشه در وحی دارد، از هویت دینی برخودار است. به عبارت دیگر، هویت دینی پس از تحکیم ارتباط آدمی با خداوند متعال و پذیرفتن حاکمیت الهی در وجود انسان و جامعه، پدید می آید. پس از تثبیت هویت دینی، رفتارهای فردی و اجتماعی بر اساس آرمان ها و هدف های دین شکل می گیرد. هویت دینی به انسان نشان می دهد که عالم طبیعت، مرتبه نازل هستی و متأثر از مرتبه آن یعنی عالم ملکوت است. در متون اسلامی از عالم طبیعت و پدیده های آن به عنوان «آیت» یاد شده است که از عالم ملکوت حکایت می کند. ( همان ماخذ قبلی . صص 21-23 )

شکل گیری هویت در نوجوانی

« ایجاد یک هویت و دستیابی به یک تعریف منسجم از خود، مهم ترین جنبه رشد روانی – اجتماعی در دوره نوجوانی است. انتخاب ارزش ها، باورها و هدف های زندگی مشخصه های اصلی این هویت را تشکیل می دهند. هم در طی نوجوانی و هم در دوره جوانی، یا حتی پس از آن، این ارزش ها و باورها و هدف ها مورد تجدید نظر قرار می گیرند اما به هر صورت ضرورت دارد که نوجوان به چنین هویتی دست یابد. شکل گیری هویت در نوجوانی با عواطف، خود انگار. و عزت نفس فرد رابطه ای جدایی ناپذیر دارد. هویت نوجوانان با رشد فکر و احساس آنان درباره خود همراه است و تمایل قوی نوجوان برای ساختن هویتی مستقل به جنبه های بسیار دیگری از رشد آنان گسترش می یابد. احساس تعلق فرهنگی، قضاوت اخلاقی و برداشت مردانه یا زنانه درباره خود، احساسات دوستانه یا دشمنانه نسبت به دیگران و چگونگی سازگاری عاطفی با مشکلات زندگی از جمله این جوانب است. اولین روان شناسی که ایجاد هویت را به عنوان مهم ترین پیشرفت شخصیت در دوره نوجوانی مطرح کرده و آن را گامی حیاتی در جهت وصول به بزرگسالی شادمانه ومولد معرفی نموده است، اریک اریکسون (1950 ، 1968 ) است. ایجاد هویت به معنای آن است که نوجوان بداند کیست، چه چیزهایی برای او ارزش به حساب می آید و چه راه هایی را برگزیده  است که در زندگی خود دنبال نماید. ( حسین لطف آبادی، 1380 : صص 72-73 )

انواع حالات هویت

« از نظر جیمز مارسیا (1976) موفقیت در کسب هویت به این معناست که یک نوجوان نسبت به یک هدف شغلی یا مکتب سیاسی و نیز به لحاظ شخصیتی، احساس تعهد کند. مارسیا مخالف این عقیده است که مکتب یا دیدگاه سیاسی خاصی بر مکتب یا دیدگاهی دیگر برتری دارد. آن چه مطالعات مختلف نشان داده است، این است که حاکمیت مذهب در جامعه به رفع بحران هویت کمک می کند و در جوامعی که مذهب وجود ندارد نوجوانان بحران شدیدتری را تجربه می کنند. چرا که مذهب به مهم ترین سوالات نوجوانان ، یعنی از کجا آمده ام؟ چه کسی هستم ؟ به کجا خواهم رفت؟ و چکار باید بکنم؟ پاسخ می دهد. مارسیا چهار وضعیت را که دانشجویان ممکن است در دستیابی به هویت با آن مواجه شوند، شرح داده است:

1- محرومیت از هویت   2- تعویق  3- سرگردانی در کسب هویت  4- موفقیت در کسب هویت.

بحران هویت

« مشکلی که در واژه بحران هویت وجود دارد، نشانگر این معناست که فرایند کسب هویت آسیب زا است. اما « اریکسون» اضافه می کند که بحران هویت یک دوره تصمیم گیری بهنجار است، نه دوره ناگهانی و بدون نظم یا اجباراً همراه با تنش و اضطراب.

تحقیقات اخیر نیز حاکی از آن است که بیشتر نوجوانان به اندازه کافی «من» نیرو مندی دارند تا با مشکلات همراه با هویت خوب مقابله کنند. ( اسماعیل بیابانگرد، 1384 : صص 125-128 )

 

نقش و هویت جنسی

« گذار از کودکی به بزرگسالی، در معنای روان شناسی آن، نیازمند دستیابی به هویت جنسی و نقش جنسی، به دست آوردن مفهوم روشنی از « خود» (یا خودانگاره) و رشد و استحکام یافتن آن و ارزش گذاشتن به «خود» (یا برخورداری از عزت نفس) است.

هویت جنسی و نقش جنسی تا اندازه ای با یکدیگر تفاوت دارند. مفهوم جنسیت به معنای دریافت جنسی از تفاوت زیستی با جنس مخالف و ابراز آن در موقعیت اجتماعی و دربرخورد با دیگران است. این دریافت به صورتی ساده از سه سالگی و به گونه ای روشن تر از 6 سالگی به بعد در کودک شکل می گیرد و در سال های نوجوانی و همراه با شکل گیری هویت جنسی به رشد خود می رسد. منظور از هویت جنسی، احساس درونی درباره مرد بودن یا زن بودن است. در حالی که جنسیت زیستی فرد متأثر از عوامل ژنتیکی و هورمونی است. هویت جنسی معطوف به شناخت و احساس و رفتار فرد به عنوان مرد یا زن است.( حسین لطف آبادی، 1380 : صص 28-29 )

چرا یکی از نشانه های اغتشاش هویت در نوجوانی و جوانی این است که فرد نتواند دوستانی یابد؟

«شایستگی های ارتباطی و سازگاری اجتماعی افرادی که خود انگار: ضعیف و عزت نفس پایین دارند چندان زیاد نسبت و فقط از دو موضع می توانند با دیگران ارتباط بگیرند: یا از موضع ضعف و دنباله روی و یا از موضع قدرت کاذب و خوار کردن دیگران. برای آن که فرد از جانب دیگران پذیرفته شود باید قبل از هر چیز اعتماد به نفس داشته باشد و بتواند با اطمینان خاطر و بدون خوار کردن دیگران آنها را چنان که هستند بپذیرد و حرمت و کرامت انسانی آنان را پاسداری کند. یکی از نشانه های اغتشاش هویت در نوجوانی و جوانی این است که فرد نتواند دوستانی برای خود ایجاد کند و نتواند با افراد دیگر رابطه شایسته برقرار نماید. عدم شایستگی در ارتباط­گیری و سازگاری اجتماعی به صورت های گوناگون خود نمایی می کند. نتیجه این وضع آن است که این نوجوانان و جوانان به احساس تنهایی و بی کسی شدید تری دچار می شوند. ( همان ماخذ . صص 67-68 )

 

جایگاه شناخت در هویت سازی

« شناخت و آگاهی ، تاثیر شگرفی در تقویت دینی دارد. آگاهی یافتن برانی که چه چیزهایی از منظر دین ارزشمند تلقی و باعث سعادت انسان می گردد، با توجه به ملاک های مستدل و در خور فهم همگان به ویژه نسل جوان می تواند راهگشای خوبی برای تقویت هویت دینی گردد.

باید پذیرفت در دوران جوانی بر خلاف سنین کودکی که تقلید و همانند سازی نقش بسزایی در پذیرش و یادگیری کودک دارد، جوان، همواره اهل تعقّل و اندیشه است. به دیگر سخن، جوان، مقلّد محض نیست، بلکه خود می اندیشد، بررسی می کند و تا نداند آرام نمی گیرد.

هدایت نسل جوان، امروز از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل ، با گذشته بسیار متفاوت است.

جوان امروز واجد شرایط و ویژگی هایی است که نسل کهن، فاقد آن بود. باید این شرایط و ویژگی های را شناخت و متناسب با آن ها برنامه ریزی کرد. به عنوان مثال، جوان امروز در دنیایی باز، قرار دارد که بر خلاف گذشته، آگاهی یافتن از هر مسأله ای برای او به راحتی میسر است. باید با روش صحیح و درک احساس ها و شرایط او، نیازهای روحی اش را برآورد. در این دوران است که جوان در جست و جوی کیستی خویش و یافتن خود است.

اگر در این راستا هدایت شود، در جهت یافتن خود واقعی و اصیل می تواند خدا را بیابد و اگر هدایت صحیحی صورت نگیرد، به خود فراموشی دچار خواهد شد که نتیجه آن، فراموشی خداوند خواهد بود.

بازگشت انسان به هویت خود، ارزش ها، نظام های اخلاقی و تعالیم مذهبی، از امید بخش ترین و موثرترین عناصر تحول در گستره حیات فرهنگی، اخلاقی و سیاسی خواهد بود. جوهره انسان، ریشه در گرایش به مبدأ اعلی دارد و این سرمایه جاودانگی و گران بها زمانی به شکوفایی می رسد که آدمی، خود، جایگاه واقعی خود و هدف آفرینش خود را بشناسد. (حمید نگارش، 1380 : صص 85-89 با تلخیص)

 

 

عوامل موثر بر تربیت دینی خانواده و آسیب شناسی آن

« بسیاری از مهارت ها در نخستین سال های زندگی فراگرفته می شوند. در اصل، خانواده پایه های اجتماعی شدن و ساختار شخصیت فرزندان را بنیان می گذارد. ایفای نقش پدر و مادر به عنوان عامل پرورش در چارچوب خانواده ، شرط استقرار شخصیت سالم فرزندان خواهد بود. جایگاه دین در عرصه حیات فردی و جمعی جایگاهی بس گرانبها و با عظمت است. در طول تاریخ هیچ پدیده ای به اندازه ی دین و به فراخناکی و فربهی آن حجم عظیمی از فضای روحی و معنوی جامعه بشری را به خود مشغول نداشته است. در ادامه به عوامل موثر در تربیت دینی در خانواده و آسیب شناسی آن مختصری اشاره می شود:

1- شتاب و عجله در تربیت دینی:

برخی از والدین و مربیان قصد دارند که در فرصتی کوتاه و با شتابی کودکانه فراگیران را به سرمنزل مقصودی که در ذهن خود دارند برسانند. بدون این که فرصت دستیابی خود به خودی آنان را فراهم نمایند. والدین نباید توقع و انتظار داشته باشند که کودک آنها خیلی سریع اهل نماز و عبادت شود. برنامه عادت دادن و واداشتن او به نماز باید بر مراحل تدریجی مبتنی باشد.

1-1  راه و روش تربیت دینی فرزندان:

راه و روش تربیت دینی که از طریق علم حضوری به دست می آید غالباً با راه و روش علم حصولی اکتسابی متفاوت است. از آنجا که حس دینی اساساً در طبیعت و فطرت کودک به ودیعه گذاشته شده است تنها زمینه سازی و آماده سازی روانی و عاطفی لازم است تا خود فرد بدون القا و اجبار بیرونی به کشف و شکوفایی آن دست یابد و اگر آموزش و تعلیمی هم در این زمینه وجود دارد باید در جهت یاری کودک برای چگونگی کشف آن از طریق خودش باشد نه اینکه ما برای او بطور آماده و از بیرون در اختیارش قرار دهیم.

2- فضا و محیط نامناسب مذهبی خانواده:

در حال حاضر در شهرهای مختلف خانواده هایی را می بینیم که در درون خانواده عدم مقید بودن به ارزش های دینی را برای خود افتخار می دانند و همواره در پی تقلید از اخلاق منحط غربی هستند و حتی در جامعه ی اسلامی حاضر نیستند ظواهر اسلام را رعایت کنند.

3- کمبود الگوهای مناسب در تربیت دینی:

برای اینکه ای الگو پذیری کودک از والدین در خانواده به نحو احسن صورت پذیرد مهم ترین عامل یکی بودن کردار و گفتار در خانواده است. آنچه پدر و مادر می گویند و بدان عمل می کنند برای کودک به منزله حجت تلقی شده و از اعتبار خاصی برخوردار است. بنابراین هماهنگی گفتار و کردار تاییدی است بر آن چه والدین، کودک خود را به آن ترغیب می کنند.

4- کمبود تجارت خوشایند تربیتی در محیط خانه:

بسیاری از رفتارهای و گرایش فرزندانمان به خصوص کودک و نوجوان از قبیل گرایش به نماز و روزه، شرکت در کارهای خیر و اهمیت دادن به وظایف و تکالیف دینی، غالباً متأثر از تجارت خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. کودکان به شدت به وظایف و تکالیف دینی، غالباً متأثر از تجارت خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. کودکان بشدت نیازمند و تشنه ی یادگیری هستند و احتیاج به امنیت و آرامش خاطر و اتصال به یک قدرت و رحمت عطوفت دارند. ( طلعت قربانی، 1388 : صص 51 – 53 )

آیا عزت نفس نوجوانان از محیط بزرگ تر زندگی اجتماعی – فرهنگی نیز تاثیر می پذیرد؟

« نوجوانانی که در واکنش به کم ارزش شمرده شدن توسط دیگران به رفتارهای نسنجیده و خطا دست می زنند در واقع از نداشتن عزت نفس رنج می برند. نوجوانانی که در محیط فقر اجتماعی – فرهنگی زندگی می کنند و با تفاوت ها و تبعیض های اقتصادی – اجتماعی مستقیماً مواجه هستند، در مقایسه با کسانی که برخوردار از امکانات گوناگون هستند و یا در مقایسه با نوجوانانی که با وجود عدم برخورداری از امکانات اطلاع روشنی از تفاوت ها  و تبعیض ها ندارند، عزت نفس پایین تری را تجربه می کنند. جهت رفع این مشکل شکل گیری خود انگاره مثبت و عزت نفس بالا، در شمار فرآیندهای مهم رشد انسانی به حساب می آیند.(حسین لطف آبادی، 1380 : ص 64 )

راهکارهای حل بحران هویت

« ریشه های شکل گیری هویت، از تجربیات و همانند سازی های زمان کودکی نشأت می گیرد و تا کهنسالی ادامه می یابد. طبق نظریه اریکسون، بحرانی را که نوجوانان با آن مواجه می شوند، هویت در مقابل سرگردانی از نظر نقش اجتماعی نام دارد. (سرگردانی در هویت و نقش اجتماعی اغلب به این صورت تجربه می گردد که نوجوان نمی داند کیست، چه نقشی در اجتماع دارد، برای چه به دنیا آمده است، به کجا خواهد رفت و چه کاره خواهد شد) با این توصیف، باید در نظر داشت که حل بحران هویت دارای طیفی است که در یک سوی آن کسب هویت است و در سوی دیگر آن سرگردانی و بلاتکلیفی. طبق نظر مارسیا پندار غلطی که در مورد نوجوانان وجود دارد این است که آن ها باید در دوره نوجوانی موفق به کسب هویت گردد. بدیهی است اگر تکالیف مرتبط با رشد، نظیر کسب هویت در نوجوانی با موفقیت انجام شود ایفای نقش های بزرگسالان آسانتر است. با این حال هیچ قانون روان شناختی ای وجود ندارد که اگر این تکالیف تا سن خاصی انجام نشود، دیگر هرگز با موفقیت انجام نخواهد شد. به نظر می رسد افرادی که نوجوانی را پشت سر گذاشته اند، بازهم می توانند تجاربی را انتخاب کنند که رشد آن ها را در زمینه هایی که نیاز به صلاحیت بیشتری است، فراهم سازد. روان درمانی نیز می تواند این فرصت را فراهم سازد. (بیابانگرد، 1384: ص 126)

بدون شک خود انگاره سالم و عزت نفس قوی برای نوجوانان و جوانان اهمیت اساسی دارد. این کیفیات روانی، که بتدریج و اندک اندک شکل می گیرد، وسیله بقای روح آدمی است و پایه بهداشت روان، شایستگی های ارتباط گیری و سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، بلند طلبی و آرمان شغلی و اجتناب از ارتکاب جرم
می شود. در نهایت وضعیت هویت با ویژگی های شخصیت ارتباط دارد.این ویژگی ها هم علت و هم معلول رشد هویت به حساب می آیند. از میان این ویژگی ها،بخصوص انعطاف پذیری و باز بودن ذهن فرد در برخورد با ارزش ها و باورها حائز اهمیت بزرگی است. (لطف آبادی، 1380: ص 98)


نتیجه گیری

آن چه که استنباط می گردد شناخت و آگاهی، تاثیر شگرفی در هویت یابی نسل جوان دارد. آگاهی یافتن بر این که چه چیزهایی از منظر جوان در الگو پذیری و شناخت راه سعادت و ملاک های مستدل و در خور فهم همگانی وجود دارد که راه گشای خوبی برای تقویت هویت جوان گردد. باید پذیرفت در دوران جوانی بر خلاف سنین کودکی که تقلید اهل تعقّل و اندیشه است. باید پذیرفت جوان امروز با تاریخ و اصالت های خود و شخصیت های تاریخی، دینی فرهنگی، هنری و ادبی خویش بیگانه است. این بیگانگی، زمینه ای فراهم می کند که جوان به سمت الگوهای خارجی میل کند. او
نمی تواند بدون الگو زندگی کند و باید به خوبی خلاء درونی خود را پر کند. و اگر والدین و اولیا مدارس و خصوصاً رسانه ها نتوانند خلاء فکری جوان را پوشش دهند دیگران با اندیشه های منحرف پوشش خواهند داد. باید به جوان آگاهی داد که اگر
می خواهد موفق شود باید با تعقل و تفکر، به تاریخ و اصالت ملی خود نیز بنگرد و از ارزش های فرهنگی و دینی به نحو مطلوبی بهره ببرد.

ارائه راه حل های کاربردی و منطقی

1- جوانان تازه جو و نوگرا می باشند و آگاهی والدین بر تغییرات جسمی و جنسی دوران بلوغ و شرایط کسب هویت جدید در فرزندان با تاکید بر عدم تحمیل برخی شرایط بر آنان ضروری است.

2- نقش الگوسازی والدین در هویت یابی نسل جوان بر اساس ارزش های دینی و اصالت ملی و بومی خویش.

3- دقت نظر خانواده ها در پاک سازی محیط و اطراف زندگی فرزندان از بدآموزی ها و کجروی ها زیرا مسئولین جدی والدین در شناساندن الگوهای مناسب به فرزندان است.

4- راه گسترش تقویت عزّت نفس در نوجوانان زیرا راه برانگیختن احساسات خوشایند را در خود تقویت می کنند.

5- بی شک خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی دارد. در نتیجه تلاشی بی شائبه در تحکیم روابط و مناسبات سالم و الگوی چگونه زیستن برای هر خانوار ایرانی ضروری است.

6- فرآیند فرهنگ سازی و آن چه را که بر استحکام هویت ملی کمک کند از طریق دولت مردان، رسانه ها، آموزش و پرورش و خانواده های ایرانی در جهت آگاهی بخشی و قوت قلب به نسل جوان در هویت یابی خویش.

                                                                                 والسلام

                                                                                     

                        سرگروه علوم اجتماعی ناحیه 2 ساری

                                 داود چیانی شهمیری

                                        1390

 


فهرست منابع

1- قرآن مجید

2- نهج البلاغه. ترجمه: مرحوم محمد دشتی (1385) انتشارات الهادی، چاپ هشتم

3- بیابانگرد اسماعیل (1384) روانشناسی نوجوانان. تهران: نشر فرهنگ اسلامی. چاپ نهم

4- ساروخانی، باقر (1372) درآمدی بر دائره المعارف علوم اجتماعی. چاپ اول

5- قربانی، طلعت (1388) مجموعه گزیده مقالات فراخوان نوآوری در عرصه ی آموزش اولیا و توانمند سازی تربیتی خانواده. ناشر: آموزش و پرورش مازندران. چاپ اول

6- لطف آبادی، حسین (1380) عواطف و هویت نوجوانان و جوانان. تهران: نشر نسل سوم. چاپ اول

7- نگارش، حمید (1380) هویت دینی و انقطاع فرهنگی. ناشر نمایندگی ولی فقیه در سپاه، چاپ اول